سامیار اولین سین هفت سین من
سلام سلام به دلبند من
سلام به تنها عشق زندگی من که عاشقانه دوستش دارم
خیلی خیلی دیر اومدم ولی منو ببخش
اول از همه که سال نوی یکی یکدونه من مبارک باشه
مامان از خدا می خوام صد تا عید دیگه کنار تو باشم ...
دوم این که اتاق نو مبارک دلبند من ، بله بلاخره ما هم ساکن شیراز شدیم ولی
خیلی سخت گزشت به هر سه تایی مون ولی خوب گزشت ...
عید هم تقریبا خوب گزشت ولی باز هم آخرش به سرما خوردن تو منتهی
شد و ما سیزده را 3 ساعته به در کردیم....
دکتر شیرازت هم افتتاح شد ،دکتر حمید رضا معظم توی خیابان معالی آباد...
خیلی خیلی برات حرف دارم اما اگه بیدار شی دیگه کاری نمی شه کرد ...
الان داره یه بارون نازی می یاد البته از 3 روز پیش شروع شده ...
تو هم می ری پشت پنجره و کلی زوق می کنی ...
یه خبر دیگه این که من وبابا 3 روز تنهات گزاشتیم و رفتیم دبی
و وقتی برگشتیم تو اصلا به من اهمیت ندادی و من توی این 3 روز
گریه نکردم ولی وقتی دیدمت اشکم در اومد ،الان هم گریه ام گرفت
خیلی صحنه ی بدی بود...
دیگه هیچوقت تنهات نمی زارم به جاش فقط برای تو لباس و کفش خریدم ...
وای خیلی حرف زدم ، خیلی خیلی دوست دارم
حالا سامیار به روایت تصویر.....

سامیار آخرین روزها در داراب

آخه چرا ناز می کنی ؟؟؟//

این هم یه مدل دیگه از سامیار...

گلهای حیاط داراب،،،،،

آخه داری چی کار می کنی ای شیطون؟؟/؟

سامیار توی اسباب کشی به مامان کمک می کنه

بابا در کنار وسایلهایی که مامان و سامیار جمع کرده اند

سامیار در کنار هفت سین مامانی

این هم هفت سین مامانی که با تو تکمیل شد
عیدت مبارک...



سامیار اولین سین هفت سین من
